تبليغاتX
آخرین کوکب!
شکیبای سینمای ایران از میان ما رفت.

درگذشت هنرمند با احساس ایران

خسرو شکیبایی تسلیت باد.

روحش شاد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28ساعت 18:27  توسط مرتضی اقبالیان | 

تو دلم اسمتو نوشتم

تا بگم تو نازنینی

برای این دله تنهام

تو هنوز عزیزترینی

 

 

 

اگه حتی یه ستاره

نباشه تو شب تارم

تو شهاب آسمونی

کاش همش پیشم بمونی

تو برام عشقو امیدی

خودت اینو خوب میدونی

خودت اینو خوب میدونی

 

 

اگه صد تا قاصدک

بنویسن از تو بد

اینو فریاد میزنم

که تومهربون ترینی

اسم تو خونه تو رگهام

بی تو من تنهای تنهام

تو دلم اینو نوشتم

که همیشه بهترینی

 

 

موسیقی و کلام این ترانه تا چند روز دیگر از طریق همین تارنما قابل دسترسی میباشد.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 10:2  توسط مرتضی اقبالیان | 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/25ساعت 14:44  توسط مرتضی اقبالیان | 
                             سلام دوستان

                منتظر اهنگ جدیدم باشید

تا چند روز دیگه از طریق همین سایت میتونید دانلود کنید!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 20:27  توسط مرتضی اقبالیان | 

لحظه ها مضطربن

سایه ها رخوت دارن

یکی داره میشکنه

اون که میشکنه منم

 

 

بی هوای عاشقی

بی نگاه رازقی

خسته از این جاده ام

من به بودن شک دارم

 

 

در هوای بی کسی

عصر عشق را دیده ام

من سکوت خانه را

با صدایم کشته ام

 

دل ز دنیا برده ام

من صدای مرده ام

در شبای عاشقی

این ترانه گفته ام

 

در دله من زندگی

بی تو معنا نداره

این غروبه عاشقی

چون تو همراه نداره

 

کاشکی دل مشکوک نبود

ساز دل بی کوک نبود

کاشکی اون خونه عشق

یک ترانه خونه بود

 

 

سرده شده در تاریخ 17/2/1387

ساعت                        10:45

مدت سرایش  30 دقیقه

ویرایش شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/17ساعت 14:22  توسط مرتضی اقبالیان | 
میخوام یه بوسه از لبات

با یک دل بی ادعا

دستهای گرمو عاشقت

تنها ترین پناه ما

میخوام یه بوسه از لبات

واسه تمام لحظه ها

نگو که بوسه نمیدم

غمو نیار به یاد ما

میخوا بگم تو آخرین

کوکب این آسمونا

از اینجا تا اون راه دور

تویی تو تنها یار ما

میخوام یه بوسه از لبات

دوای درد گریه هام

این فقط آروم میکنه

دردها و رنجو غصه هام

به من بگو که مثل من

تو هم به فکر بوسه ای

بگو که هیچ وقت نمیگی

از این عاشقی خسته ای

میخوام یه بوسه از لبات

میخوام یه بوسه از لبات

 

سروده شده در تاریخ     ۳/۲/۱۳۸۷

ساعت                   ۰۰.۱۵   بامداد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 18:25  توسط مرتضی اقبالیان | 

من بغض یک گریه بی صدائم!

من جیغم

یک شیون بی ادائم!

من خالی ام!

 خالی تر از سکوتم!

من عاری ام!

عاری هر گناهم!

دیده به خون  آغشته ام!

سیاه ام!

من زخمی ازآِن عشق پر جفا ئم!

اذییتم!

اذییت دروغم!

من مرده از آن عشق بی فروغم!

 

 ۱۳۸۶/۱۰/۲۲

۲:۲۰ بامداد

 

بعد مدتها یه شعر جدید گذاشتم

امیدوارم بپسندید.

 

                                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/07ساعت 13:14  توسط مرتضی اقبالیان | 

تو فکر یک سقفم

یک سقف بی‌روزن،
یک سقف پابرجا،
محکم‌تر از آهن!

سقفی که تن‌پوش هراس ما باشه،
تو سردی شب‌ها لباس ما باشه.

سقفی اندازه‌ی قلب من و تو،
واسه لمس تپش دل‌واپسی،
برای شرم لطیف آینه‌ها،
واسه پیچیدن بوی اطلسی.

زیر این سقف با تو از گل، از شب و ستاره می‌گم،
از تو و از خواستن تو، می‌گم و دوباره می‌گم؛
زندگی‌مو زیر این سقف با تو اندازه می‌گیرم،
گم می‌شم تو معنی تو، معنی تازه می‌گیرم.

سقف‌مون، افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه،
یه افق، یه بی‌نهایت، کم‌ترین فاصله‌مونه!

تو فکر یک سقفم
یک سقف رویایی،
سقفی برای ما،
حتی مقوایی؛

تو فکر یک سقفم
یک سقف بی‌روزن،
سقفی برای عشق،
برای تو با من!

سقفی اندازه‌ی قلب من و تو،
واسه لمس تپش دل‌واپسی،
برای شرم لطیف آینه‌ها،
واسه پیچیدن بوی اطلسی.

زیر این سقف، اگه باشه، می‌پیچه عطر تن تو،
لختی پنجره‌هاشو می‌پوشونه پیرهن تو!

زیر این سقف خوبه عطر خودفراموشی بپاشیم،
آخر قصه بخوابیم، اول ترانه پا شیم!

سقفمون، افسوس و افسوس، تن ابر آسمون ئه،
یه افق، یه بی‌نهایت، کم‌ترین فاصله‌مونه!

تو فکر یک سقفم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/22ساعت 12:45  توسط مرتضی اقبالیان |